حقیقة شرعیة
339 بازدید
تاریخ ارائه : 6/7/2014 11:39:00 AM
موضوع: فقه و اصول

بسم الله الرّحمن الرّحیم

یکی از مباحث نسبتاً کوتاه اما با اهمیّت در علم أصولِ فقه مبحث «حقیقة شرعة» می باشد که با اینکه سهم کمی نسبت به دیگر مباحث أصولی در علم أصول به خود اختصاص داده است اما دارای اهمیتی بسیار بالاست چرا که مستقیماً در فهم کلام شارع مؤثر می باشد .

این اهمیت باعث به تحریر در آمدن این مقاله شده است که شامل بیان مسأله و محل نزاع ، نظرات مختلف صاحب نظران مطرح در علم أصول و در پایان جمع بندی خواهد بود .

الف) بیان مسأله و محل نزاع

 این حقیقتی است که هر لفظی که در کلام شارع وارد می شود باید بر آن معنایی حمل شود که ما علم به اراده شارع به آن معنا برای آن لفظ داریم و فرقی بین معنای حقیقی و مجازی نیست .

بحث آنجایی است که ما اراده شارع را از برخی الفاظ و لغات ندانیم، که در این صورت اگر علم به حقیقة اصطلاحی آن (یعنی اصطلاح أهل آن زمان) داشته باشیم باید حمل به آن حقیقة نماییم و اگر باز هم علم به آن حقیقة نداشتیم باید آن لغة در کلام شارع را حمل کنیم بر معنای لغوی آن و یا حمل کنیم بر معنای عرفی آن .

حال اگر هر دو معنا را یعنی معنای لغوی و عرفی یک لغت را در اختیار داشتیم مثلاً می دانیم که صلاة در لغة یعنی دعا و در عرف یعنی نماز با آداب و شرایط مخصوص، در این صورت اگر معنای عرفی را عرف متشرعة بدانیم یعنی عرفاً در شرع این لغة برای چه معنایی به کار برده می شود، محل نزاع ما می باشد که این مقاله برای تبیین و بررسی آن از نگاه علماء به تقریر در آمده است .

محل نزاع طبق کلام فوق این چنین است :

اگر معنای لغوی و عرفی (عرف متشرّعة) یک لفظ از کلام شارع در دسترس بود، و ما علم به اراده هیچ یک را از سوی شارع نداشتیم، آن لفظ باید بر کدام معنا تعبییر شود ؟ بر معنای لغوی آن لفظ و یا بر معنای عرفی (متشرعة) آن ؟


ب) نظرات مختلف صاحب نظران مطرح در علم أصول

مرحوم سید محمّد جعفر جزایری مروج در کتاب خود([1]) فرموده اند :

علی أقوالٍ و هی ستةٌ :

  1. 1.       الثبوت مطلقاً
  2. 2.       العدم کذلک
  3. 3.       التفصیل بین العبادات و المعاملات ، بالثبوت فی الأولی و العدم فی الثانیة
  4. 4.       التفصیل بین الألفاظ الکثیرة الدوران کالصلاة و الصوم و نحوهما، و بین غیرها بالثبوت فی الأولی و النفی فی الثانیة
  5. 5.       التفصیل بین عصر النبی {صلی الله علیه و آله و سلم} و بین عصر الصادقین {علیهما لاسلام} ([2]) بالنفی فی الأول و الثبوت فی الثانی
  6. 6.       التفصیل بین الألفاظ الکثیرة الدوران فی زمان الشارع و ما بعده من عصر الصادقین {علیهما لاسلام} و ما بعده من سایر الأعصار، بالاثبوت فی زمان الشارع و النفی فی غیره
  • ·         نظر مرحوم میرزای قمّی{رحمة الله علیة}

مرحوم میرزای قمی {رحمة الله علیة} در کتاب شریف خود در علم أصول([3]) می فرمایند :

« و أما ثبوت الحقیقة الشرعیة ففیه خلافٌ، و المشهور بینهم أنّ النزاع فی الثبوت مطلقاً و النّفی مطلقاً . و الحق کما یظهر من بعض المتأخّرین([4]) التفصیل »

یعنی در مسأله حقیقة شرعیة اختلاف نظر است که مشهور بین علماء نزاع بین دو قول ثبوت حقیقت شرعیه مطلقاً و نفی حقیقت شرعیة مطلقاً می باشد . مرحوم میرزای قمی {رحمة الله علیة} در ادامه می فرمایند : حق تفصیل است نه اطلاق .

به عبارت واضح تر این که نظر مرحوم میرزای قمی {رحمة الله علیة} این است که در برخی از موارد حقیقت شرعیة ثابت است و در برخی از موارد ثابت نیست .

ایشان در اثناء کلام خود و در توضیح این کلام خود که فرمودند «حق تفصیل است نه اطلاق»، می فرمایند :

«و کیف کان، فالحق ثبوت الحقیقة الشرعیة فی الجملة، و أما فی جمیع الألفاظ و الأزمان، فلا .»

یعنی و هر طور باشد حق ثبوت حقیقة شرعیة است فی الجمله و به صورت اجمال، ولی نه اینکه بگوییم حقیقت شرعیة ثابت است در همه الفاظ و در همه زمانها .

  • ·         نظر مرحوم آخوند خراسانی{رحمة الله علیة}

مرحوم شیخ محمّد کاظم آخوند خراسانی {رحمة الله علیة} در کتاب شریف خود([5]) فقط به طرح مسأله آن هم بر اساس و سبک کتاب شریف القوانین مرحوم میرزای قمّی پرداخته و از بیان نظریه نهایی خود در این مسأله پرهیز نموده اند اما از فحوای کلام آن بزرگوار که ثمره این نزاع را بیان می فرمایند می توان استنباط نمود که ایشان قائل به ثبوت حقیقة شرعیة بوده اند .

  • ·        نظر آیت الله سیّد محمود هاشمی شاهرودی {حفظه الله تعالی}

حضرت آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی {حفظه الله تعالی} در کتاب أصول خود([6]) ، در پایان مباحث مربوط به حقیقت شرعیة این گونه بیان می کنند که :

«و المتلخّص : أنّ هناک أحدی فرضیات الثلاث ، لا یخلو الحال من أحدها ...

  1. 1.       فإمّا أن لا تکون هذه المعانی الشرعیة ثابتة قبل الإسلام، فلا محالة تکون مخترعة من قبله فیثبت عندئذٍ الحقیقة الشرعیة بالوضع التعیینی بنفس الإستعمال ... .
  2. 2.       و إمّا أن تکون المعانی الشرعیة بأسامیها ثابة فی المجتمع العربی قبل الإسلام بشکل و آخر بحیث لم یصدر من قبل الشارع عدا تغییر بعض التفاصیل و الشروط غیر المقومة الحقیقیة ذلک المعنی الجامع، فیثبت عندئذٍ إنّ المعانی الشرعیة الجامعة بین ما جاء به الإسلام و ما جائت به الشرایع السابقة مع ما بینهما من إختلافٍ فی التفاصیل کان ثابتاً کحقائقٍ لغویّة لهذه الأسماء .
  3. 3.       و إمّا أن یدعی أنّ المعانی الشرعیة و إن کانت ثابتة فی الجملة قبل الإسلام إلا أنَّ إستعمال نفس الأسامی فیها بدرجة تصبح حقیقة لغویة فیها لا جزم بثبوته إلا مع ملاحظة فترة مجیء الإسلام و ما خلقته تشریعاته العبادیة من الحاجة الإستعمالیة لهذه المعانی الشرعیة ، فیثبت عندئذٍ الحقیقة الشرعیة التعینیّة .

ایشان بعد از بیان این 3 فرضیة می فرمایند :

«و إنکار هذه الفرضیات جمیعاً و إدعاء أنّ هذه الأسماء لم تکن حقیقة فی المعانی الشرعیة قبل الإسلام و لم یبلغ إستعمالها فیها مرتبة الحقیقة التعینیّة بعد الإسلام أمرٌ بعیدٌ جدّاً ... .»

همانگونه که ملاحظه فرمودید : از کلام ایشان نیز بدست می آید که ایشان نیز حقیقت شرعیة را ثابت دانسته و انکار آن را أمری بعید می دانند .

ایشان علاوه بر اینکه استعمال لفظ در غیر ما وُضِعَ له را کما وُضِعَ له جایز می شمرند، می فرمایند :

«اگر حدیثی مستقیماً از رسول الله {صلی الله علیه و آله و سلّم} به ما رسید باید نسبت به عرف متشرعه آن زمان با آن لغات برخورد شود و اگر مثلاً همچون حدیثی از امام موسی الکاظم {علیه السلام} به ما رسید که مثلاً قال موسی بن جعفر {علیهما السلام} :قال: رسول الله : إنَّ الصلاةَ ... باید با لفظ صلاة به عرف متشرعه زمان امام موسی الکاظم {علیه السلام} برخورد نمود .

و در کل ایشان این مبحث را تا کنون جاری و مبتلا به دانسته و قائل به لغو بودن آن در عصر حاضر نمی باشند .

  • ·        نظر حضرت آیت الله سیّد صادق روحانی {دام ظلّه العالی}

از کلام حضرت آیت الله سید صادق روحانی{دام ظلّه العالی} در کتاب خود، آنجا که می فرمایند([7]) :

«إنّ الوضع التعیینی کما مرّ فی مبحث الوضع، علی قسمین :

  1. 1.       تصریح الواضع بإنشائه
  2. 2.       إستعمال اللفظ فی غیر ما وٌضع له، کما إذا وضع له . و قد مرّ الإشکال فی معقولیة القسم الثانی و نقده .»

و در ادامه که می فرمایند :

 «الظاهر ثبوت الحقیقة الشرعیة بنحو الوضع التعیینی بالمعنی الثانی([8]) .»

اینگونه برداشت می شود که ایشان حقیقت شرعیة را به صورت تفصیلی قبول داشته ولی بحث از آن را بی فایده می دانند . شاهد بر این استنباط این کلام ایشان است که در آخر مبحث حقیقت شرعیه بیان می فرمایند([9]) :

«أقول : ولکن الذی یهون الخطب، عدم ورود روایة متضمّنة لهذه الألفاظ، مع عدم القرینة علی إرادة المعانی اللغویة أو الشّرعیة، و بالتالی فلا یترتّب علی هذا البحث ثمرة عملیّة .»

نظر نهایی آیت الله سید صادق روحانی{دام ظلّه العالی} در مورد این بحث به صورت خلاصه و دسته بندی شده عبارت است از :

  1. 1.       شارع را فقط الله تبارک و تعالی و نبی مکرَّم إسلام می دانند و لا غیر
  2. 2.       استعمال لفظ در غیر ما وُضِعَ له ، کما وُضِعَ له را در شأن شارع دانسته و در غیر شارع را از مصادیق کذب بر می شمارند.
  3. 3.       آنچه از لغات مورد بحث در زمان حاضر استعمال می شود همه و همه از مصادیق حقیقت شرعیة می باشند.
  4. 4.       حقیقت شرعیة با حقیقت متشرعة تفاوت دارد و اولی مورد قبول و دومی مورد نفی ایشان می باشد.
  • ·         نظر مرحوم آیت الله سید أبوالقاسم موسوی خویی {رحمه الله تعالی}

در کلام آیت الله سید أبوالقاسم موسوی خویی{رحمه الله تعالی} به صراحت بی ثمر بودن این مبحث بیان شده است .

در کتاب محاضرات فی أصول الفقه([10]) آمده است که :

«و علیه فلیس لنا مورد نشک فیه فی مراد الشارع المقدّس من هذه الألفاظ، حتی تظهر الثمرة المزبورة .»

و در جای دیگر می فرمایند([11]) :

«فبالنتیجة أنّه لا ثمرة للبحث عن هذه المسألة أصلاً ، بل هو بحث علمی فقط .»

  • ·        نظر امام روح الله الموسوی الخمینی {أعلی الله مقامه الشریف}«به صورت خلاصه»

امام خمینی{أعلی الله مقامه الشریف} به صورت مفصل در کتاب تنقیح الأصول([12]) و جواهر الأصول([13]) و تهذیب الأصول([14]) این مبحث را ذکر فرموده اند.

ایشان نیز اگر چه حقیقت شرعیة را می پذیرند اما در به بی ثمر بودن آن و اینکه در زمان حاضر مصداقی ندارد اعتراف می فرمایند . البته استثناءاً در کتاب تنقیح الأصول خود می فرمایند که هیچ دلیلی برای ترجیح اثبات و یا نفی حقیقت شرعیه وجود ندارد .

شاهد بر گفتار ما این فرمایشات ایشان است که ؛

در کتاب تنقیح الأصول([15]) فرمودند :

«و حاصل الکلام: أنّ الألفاظ المتداولة فی لسان أهل الشرع- من الصلاة و الزکاة و الحجّ و غیرها - کما یحتمل أنّها حقائق فی المعانی الحادثة فی الأعصار السابقة على ‏الإسلام - و إنّما الاختلاف فی بعض أجزائها و شرائطها المعتبرة فی شریعة الإسلام- کذلک یُحتمل کونها حقائق لغویّة قبل الإسلام فی المعانی اللغویّة، و إنّما نقلها النبی {صلى الله علیه و آله و سلم} إلى المعانی الشرعیّة بنحو ما تقدّم، و لا ترجیح لأحد الاحتمالین على الآخر، و لم یقم دلیل و لا برهان على تعیّن أحدهما، فالقول بثبوت الحقیقة الشرعیّة کالقول بعدمه ممّا لا دلیل علیه.»

در کتاب جواهر الأصول([16]) فرمودند :

« و لو احتمل أنّهم فی أوائل البعثة کانوا یفهمون هذه المعانی من تلک الألفاظ، و لکن احتمال ذلک فی أواسط البعثة - فضلًا عن أواخرها - ممّا ینبو عنه الفکر السلیم‏ و الذوق المستقیم، و أمّا بعد موته {صلى الله علیه و آله و سلم} - فی زمان التابعین و أئمة أهل البیت {علیهم السلام} - فلا إشکال و لا ریب فی أنّ معانی تلک الألفاظ بلا قرینة، هی هذه المعانی التی عندنا. فظهر أنّ النزاع لا ثمرة له. »

در کتاب تهذیب الأصول([17]) فرمودند :

« و على کلّ حال: الثمرة المعروفة أو الفرضیة النادرة الفائدة ممّا لا طائل تحتها عند التأمّل؛ حیث إنّا نقطع بأنّ الاستعمالات الواردة فی مدارک فِقهُنا إنّما یراد منها هذه المعانی التی عندنا، فراجع و تدبّر. »


ج) جمع بندی

پس از بیان مسأله و محل نزاع در مسأله حقیقت شرعیه و جمع آوری نظرات نهایی علماء عظام معاصر و غیر معاصر می توان این گونه مبحث حقیقت شرعیه را به صورت خلاصه و دسته بندی شده جمع بندی نمود :

  1. 1.       أقوال موجود در این مبحث به 6 دسته تقسیم می شوند که مشهورترین آنها 2 قول بودند ؛

الف) قول به ثبوت حقیقت شرعیة مطلقاً

ب) قول به عدم ثبوت حقیقت شرعیه مطلقاً

  1. 2.       حقیقت شرعیة با حقیقت متشرّعه اگر چه نزدیک هستند اما با یکدیگر متفاوت بوده و نباید با یکدیگر خلط شوند .
  2. 3.       ظاهراً متأخّر المتأخرین و علماء معاصر اکثراً بلکه قریب به اتفاق قائل به ثبوت حقیقت شرعیه بوده ولی برای آن مصداقی عملی فرض نمی کنند .
  3. 4.       آنچه در نظرات علماء به عنوان نقطه مشترک می توان نام برد ثبوت حقیقة شرعیة می باشد در عصر حاضر.
  4. 5.       آنچه مورد اختلاف است حتی در بین علماء معاصر عبارتند از :
  • o       استعمال لفظ در غیر ما وُضِعَ له همانطور که در ما وُضِعَ له استعمال می شود
  • o       دارای فایده عملی بودن ثبوت حقیقت شرعیة در عصر حاضر
  • o       مطلق بودن ثبوت حقیقت شرعیه (در جمیع الفاظ و زمانها)

[1]- کتاب منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة . ج 1 - ص 113

[2]- امام محمد باقر و امام جعفر صادق {علیهما السلام}

[3]- کتاب القوانین المحکمة فی الأصول المتقنة ج 1 ص 95

[4]- السیّد صدر الدین

[5]- کتاب کفایة الأصول

[6]- کتاب بحوث فی علم الأصول ج 1 ص184

[7]- کتاب زبدة الأصول ج 1 ص 130

[8]- یعنی استعمال لفظ در غیر ما وضع له همانطور که در ما وضع له استعمال می شود .

[9]- کتاب زبدة الأصول ج 1 ص 134

[10]- کتاب محاضرات فی أصول فقه ج 43 از موسوعة الإمام الخوئی ص 142

[11]- کتاب محاضرات فی أصول فقه ج 43 از موسوعة الإمام الخوئی ص 143

[12]- کتاب تنقیح الأصول ج 1 ص 95

[13]- جواهر الأصول ج‏1  ص257   

[14]- تهذیب الأصول ج1 ص 91

[15]- ج 1 ص 95

[16]- ج‏1  ص257   

[17]- ج1 ص 91